غزل (ای سکوت ای مادر فریادها):
ای سکوت ای مادر فریادها
بی توجانها رفته اندر بادها
بسکه دیدم ظلم ها بیدادها
روز وشب می جویمت ای دادها
دیده بگشابین چه غوغا می کنند
برتو ای مام وطن جلاد ها
گم شدم در این هیاهوی غریب
رفته ام بی تو عجب ازیادها
ظلم ظالم خانه هاویران کند
پس کجائی مادر فریاده
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: غزلیات